کاپوچینو

بیا تا روحمان را در فنجان بریزیم و به سلامتی یکدیگر بنوشیم



آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

عشقمون کشیده اینجا رو جاده سانتیاگو بنامیم : 

 

مشکلیه؟ 

نوشته شده در شنبه 6 آذر 1389ساعت 8:38 PM توسط مهرناز نظرات (12)|

این نیز بگذرد

اما امان از جاش

می فمی؟

نوشته شده در دوشنبه 24 آبان 1389ساعت 12:25 PM توسط مهرناز نظرات (3)|

تنها کاری که می تونم بکنم اینه که در تنهایی و به شیوه خودم عزاداری کنم.

نوشته شده در یکشنبه 11 مهر 1389ساعت 1:32 PM توسط مهرناز نظرات (7)|

وقتی پسر شجاع رفت مرخصی و خانوم کوچولو تنها شد!

نوشته شده در دوشنبه 22 شهریور 1389ساعت 5:04 PM توسط مهرناز نظرات (4)|

چیه هی نیگا نیگا می کنی؟


نوشته شده در یکشنبه 14 شهریور 1389ساعت 1:12 PM توسط مهرناز نظرات (2)|

امروز تولد آقای رئیس بود ولی خودش خبر نداشت ، نیست من یه نمه کنجکاوم  می دونستم و از اون مهمتر یادمم بود! امروز شوکول برده بودم به مناسبت این روز خجسته. ولی نه که شوکولات بردن کار همیشگیمه هیششششششکی نپرسید مناسبتش چیه . منم نگفتم و تنهایی کلی ذوق کردم.

نوشته شده در دوشنبه 1 شهریور 1389ساعت 3:08 PM توسط مهرناز نظرات (1)|

نیست دیشب با این دوست جدیدم قرار گذاشته بودم تا صبح درس بخونیم ، صبح در حد مرگ خوابمون می اومد.

این آقای رئیس دل نازک ما هم دلش به حالمون سوخت رفت کلید یه کانکس بهمون داد گفت برید بخوابید. ما هم به بهانه بازدید از سایت و اینا کلاه به سر رفتیم جاتون خالی تخت خوابیدیم. جیگر آقای رئیس خودم 

وقتی برگشتیم روی پرینترم یه کاغذ بود نه که پرینترم Share هست یکی از این همکاران عزیز (می دونید که همشونم آقا هستند) زحمت کشیده بودند و فامیلیمو به صورت بسیار زیبایی طراحی کرده بود و پرینتشم مستقیم فرستاده بود برای خودم آخییی چقدر هنرمندانه. دوستش داشتم. حالا تو کف اینم که شاهکار کی بود و البته به این نکته مهم نیز پی بردم که روز به روز به طرفداران بیشمارم در حال اضافه شدنه!!!!

نوشته شده در یکشنبه 24 مرداد 1389ساعت 12:24 PM توسط مهرناز نظرات (7)|

تا حالا با این لندهور عکس گرفتین؟

این وقتی روی فونداسیون بشینه 38 متره.

یه چیزی تو مایه های دودکش اینا هست.

نوشته شده در شنبه 23 مرداد 1389ساعت 2:36 PM توسط مهرناز نظرات (8)|

پریماورا اینترپرایز یه چیزی تو مایه های دارک چاکلت!

هدیه ای از طرف عمه.



نوشته شده در دوشنبه 4 مرداد 1389ساعت 1:06 PM توسط مهرناز|

ایکاش همه دغدغه زندگی آدم نمره ۱۹/۲۵ انشاء بود...


نوشته شده در شنبه 26 تیر 1389ساعت 1:48 PM توسط مهرناز نظرات (8)|