یا راهی خواهم ساخت

یا راهی خواهم یافت.

نمی دانم یافتم یا ساختم

فقط می دانم تنها راه ممکن است.

آخرین روزنه امید...

 

 

به تابستان خوش آمد می گویم هر چند گرما و آلرژی زودتر خودشان را نشان داده بودند!

هنوز هم از تعطیلات م ت ن ف ر م ولی هر چی باشه دیگه لازم نیست صبح زود از خواب بیدارشم! 

امتحانات هم امروز به سلامتی تموم شدند.

عجب امتحانی دادم من ...

۳ تا درس  عمومی داشتم  که از  خوش اقبالی  من  هر ۳ تا کتاب عوض شده و من متوجه نشده بودم (این داره به من فحش میده!)

به علت پاره ای مسایل سیاسی! امتحان فیزیک هم ندادم.  

خلاصه که فعلا فقط زبان پاس شدم اونم با ۷۵   نزدیک بودا! 

به شخص خاصی اشاره نمی کنم ... 

ولی همه اینها تقصیر ...

.

.

.

هیچی...

 تقصیر خودم بود!

 

 

 

این روزها خیلی دلم هوای رنگین کمان کرده...

   گفته اند رنگین کمان پاداش کسانیست که تا آخر زیر باران مانده اند!

می گفت دوستت دارم ها دو دسته اند:

یا دروغ محضند یا دروغ مصلحتی.

.

.

بخدا من راست می گم...


 ۴ماه و ۳ هفته و ۳ روز  گذشت.

امروز تمام خیابان ارم را شستم

با اشک هایم!

 

  تا وقتی در رویاهایم هستی خواهم گریست.

...وقتی بک دختر کوچولو بودم

شب ها تا دیر وقت بیدار می موندم

 و شروع می کردم با تو صحبت کردن.

 حالا من ۲۱ سالمه

و احساس می کنم خیلی از تو  د و ر م.

خدایا!

می دونم که بعضی وقتها فراموش می کنم تو عزیز ترین مهمان قلبم هستی.

خواهش می کنم منو ببخش

و به قلبم بیا... 

قول می دم که میزبان خوبی باشم.

 

اگر فردا بیایی...

قول می دم که دگر سراغ اینترنت نروم ...

بجز امشب و

فردا شب و

شب های دگر!

 

 

معتاد شدم بهش نه اینجور...

معتاد تر از آن موقع هایی که با شهره شب تا صبح وب گردی می کردیم

و صبح سر کلاس چرت می زدیم!