خودش تایپ میکنه Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

صبح از خواب بیدار می شوی انتظار داری همه چیز خوب باشد بهر حال روز قبل از تولدت است.

ولی نه تقویم  ۳۰ اردیبهشت را نشان می هد. روزی که دیگر زیبا نیست حتی اگر روز قبل از تولدت باشد!

مامان حالش خوب نبود. به این فکر می کردم که  ۲۱ سال پیش هم که من می خواستم به دنیا بیایم حالش خوب نبود.به این فکر می کردم که او هیچ وقت دوست نداشت من بدنیا بیایم.

زودتر از همیشه از خانه بیرون می آیم شاید نمی خواستم دیگر چشمم تقویم را ببیند.

خیلی زودتر از همیشه رسیدم.

نمی دانم چرا امروز هیچ چیز زیبا نبود. 

حالا توی این وضعیت دوستان زحمت کشیدند و برایمان جشن گرفتند.(منظورم از "برایمان" من و آقای استاد بود!)

همه چیز می توانست خوب باشد و کلی خوش بگذرد ولی من اصلا خوب نبودم.

امروز اینجوری شدم چرا؟؟؟

احتیاج شدید به پاک کن دارم تا تمام امروز را پاک کنم.


 فردا تولد من است.

من ۲۱ ساله می شوم و می فهمم که چقدر احمق بودم...

۲۱ سال پیش

در فردای چنین روزی بالاخره بعد از ۱۵ روز تاخیر بدنیا آمدم.

من ۱۵ روز بیشتر از بقیه توی بهشت مونده بودم و اصلا هم دلم نمی خواست از آنجا بیرون بیایم.

احتمالا می دانستم اینجا چه خبر است!

 

یک سال دیگر گذشت...

خداوندا دوستی عطا کن که با من گریه کند.

دوستی که با من بخندد را خود خواهم یافت.

 

 

پ.ن.شهره کانون نیومدی چرا؟؟؟

 

چند وقت پیش توی یه سایت یه تست پیدا کردم درباره [...] حالا زیاد هم مهم نیست دقیقا درباره چی بود! مهم این بود که آخرش شخصیتت رو با یک چیزی مطابقت می داد!

اگه گفتید من چی بودم؟

.

.

 خرس Teddy !!!

 خدا رو شکر بین آن همه جانور خرس شدم آن هم از نوع عروسکی!

دومین ماه سال که با روز سعدی شروع شه و با روز من تموم بشه...

 چه شود!!!

 

ز خاک سعدی شیراز بوی عشق می آید...