آموزش زبان Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

میگفت دوستت دارم ها دو دسته اند:

یا دروغ محضند یا دروغ مصلحتی.

.

.

بخدا من راست می گم...





۴ماه و ۳ هفته و ۳ روز گذشت.



تا وقتی در رویاهایم هستی خواهم گریست.


...وقتی بک دختر کوچولو بودم

شب ها تا دیر وقت بیدار می موندم

 و شروع می کردم با تو صحبت کردن.

 حالا من ۲۱ سالمه

و احساس می کنم خیلی از تو  د و ر م.

خدایا!

می دونم که بعضی وقتها فراموش می کنم تو عزیز ترین مهمان قلبم هستی.

خواهش می کنم منو ببخش

و به قلبم بیا... 

قول می دم که میزبان خوبی باشم.

 

اگر فردا بیایی...

قول می دم که دگر سراغ اینترنت نروم ...

بجز امشب و

فردا شب و

شب های دگر!

 

 

معتاد شدم بهش نه اینجور...

معتاد تر از آن موقع هایی که با شهره شب تا صبح وب گردی می کردیم

و صبح سر کلاس چرت می زدیم!

به سادگی بازیهای کودکیمان...

می خندیم

دل می بندیم

عادت می کنیم

خداحافظی می کنیم

و

جدا می شویم...

ای کاش رابطه هایمان تاریخ انقضا نداشت.

ای کاش من یاد می گرفتم که به نبودن ها عادت کنم.

ای کاش یاد می گرفتم که وقتی از کسی جدا می شوم گریه نکنم.

همیشه فکر می کردم فقط خوراکی ها هستند که تاریخ انقضا دارند.

ولی انگار آدم بزرگ ها هم "تاریخ انقضا" دارند...